اكبر ترابى شهرضايى

341

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

مىداد . اين مطلب را به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند ؛ آن حضرت فرمود : چه كسى حسابش را مىرسد و او را مىكشد ؟ دو نفر از انصار اعلام آمادگى كردند ، آنان به عربه - محل مرد دشنام‌دهنده - آمدند ، و از او سراغ گرفتند ؛ يك دفعه او با گوسفندانش حاضر شد و گفت : شما دو نفر خود را معرّفى كنيد . دو مرد انصارى از او پرسيدند : تو فلانى نيستى ؟ گفت : آرى ؛ پس از اسب پياده شده ، و او را به قتل رسانيدند . محمّد بن مسلم راوى روايت از امام باقر عليه السلام پرسيد : آيا اگر در اين زمان نيز كسى پيامبر صلى الله عليه و آله را دشنام دهد ، كشته مىشود ؟ - ( شايد اين نكته در ذهن محمّد بن مسلم بوده كه قتل آن مرد هذيلى جنبه‌ى حكومتى داشته است ؛ چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن زمان حاكم و زمامدار بودند و امروز كه در قيد حيات نيستند ، آيا باز هم كشتن جا دارد ؟ ) - . امام باقر عليه السلام فرمود : اگر ترس بر جانت نداشته باشى ، كشتن دشنام‌دهنده واجب است . استثناى ترس بر جان اين روايت علاوه بر حكم قتل ، استثناى صورت ترس را نيز بيان كرده است ؛ يعنى حكم وجوب قتل سابّ را معلّق بر عدم خوف كرده است . آيا از كلام امام عليه السلام - « إن لم تخف على نفسك فاقتله » - مىتوان مفهوم گرفت كه در صورت خوف ، وجوب قتل از بين مىرود ؛ ولى قتل جايز است ؟ اگر چنين دلالتى داشته باشد ، بر خلاف فتواست ؛ زيرا ، در صورت خوف مىگويند : قتل جايز نيست و بايد جان خود را حفظ كند . از روايت چنين مطالبى استفاده نمىشود و بايد از ادلّه‌ى ديگر آن را استفاده كرد . ممكن است بگوييم : از اين كه شارع وجوب قتل را بر عدم خوف معلّق كرده است ، معلوم مىشود براى حفظ نفس به حدّى اهميّت قائل است كه حتّى در موارد سبّ النبى صلى الله عليه و آله حكم اوّلى را برداشته ؛ پس ، مىفهميم حفظ نفس واجب است . پس ، كسى حقّ ندارد خود را بكشد و يا در معرض قتل در آورد و يا سبب كشته شدن ، يا در معرض قتل واقع شدن ديگرى گردد . بنابراين ، از خارج از روايت استفاده مىشود در صورت ترس بر جان ، نه تنها وجوب قتل سابّ النبى صلى الله عليه و آله برداشته مىشود ؛ بلكه به خاطر حفظ نفس خود يا انسان ديگرى ، قتل دشنام دهنده جايز نيست .